تبليغاتX
برای اطلاع پیدا کردن از به روز شدن عضو خبر نامه شوید





Powered by WebGozar

بدون خدا هرگز
( خدایا دلی به ما بده که تو را با تمام وجود بفهمیم)

در روزهای به سر می بریم که هیچ چیز نه سیاه است ونه سفید رنگی دارد نامربوط مبهم خدایا مرا از این پر رنگی وبی رنگی آن گونه بگذران که تمام وجودمان رنگ تورا بگیرد ودر آشوب درونمان در هر لحظه یاد تو را فراموش نکنیم  وآن گونه باشیم که تو می خواهی

ایا من. ما .شما. می دانیم خدا از ما چه می خواهد


+ نوشته شده در  86/07/29ساعت 11 قبل از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

آزادی به ضمانت خدا

در سالها ساختن و ویران کردن در نشستن در حرف زدن بی مو قع در خاک طلای ساحل در ویرانههای آن خانه ی قدیمی در خوشه های انگور در خلوت گناه باز تو را فراموش کردم باز یادم رفت که سر سفره به نام تو آغاز کنم باز نقش منفی صحنه را قبول کردم می بینی .... قفسی برای خودم ساختم که در ندارد و بوی خوش آستان تو را پس زدم چه ناله ای سر دهم که مرا یکباره آرام کند می شنوی جای پای باران دیگر در دلم نیست  حتی شبنم دیار تو رانیز مثل لذت دیدن شیار گل برگهای به باد سپردم

ای دست گیر

دست ما را بگیر وبه دست پر نور خود متصل کن درون ما را از مهر وجود خود پر کن ما را بگیر ببر. ما را ببر در قفس که خود ساختی تا هر روز شب در کنارت باشم

می دانی خودم کردم ......

+ نوشته شده در  86/07/28ساعت 9 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

 

آرامش در جهبه سیاه

آرامش بزرگترین چیزی است که در زمان ما قیمتی ترین کالاه شده خیلی ها به دنبال آن می کردند با زدن آمپول با خوردن قرص وکار کردن یوگاه وهزاران راه دیگر که معلوم نیست آنها رابه چه راهی یا به چاهی می برد حتی خود من و شاید شما و همه می دانیم عات این همه ناملایمات فراموش کردن خدا و دوری از مفاهیم عالی انسانی است که دیگر غریبه شده بر روی تاغچه خانه های حتی خانه ماه وشما من می فهمم تو می فهمی وگوشی نیست که بشنود دستی نیست که داد بزند پای نیست که بردارد پس بیاید برگردیم ما را در این راه یاری کن ای آرامش دهنده دلها..........


+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 5 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

سرزمین آشوب گران

دل حریم لطف الهی است و جای جز مهر خدا ندارد چرا در این دل آشوب تاریکی نشسته چرا باران نمی بارد چرا شخت خواب خاموش برای هم دعا کنیم که این حریم الهی به نقطه عالی خود نزدیک شده واگر این گونه شود نوری در دل ایجاد می شود که دیگر هیچ سازی نیست که تو را آرامش دهد جز سازه خوش آهنگ خدا.. باران در دلم رودخانه ای نساخت که سحر گاه چون مجنون آب ندیده در آن شنا کنیم ولذتی را ببریم که در هیچ چیز ندیده ایم و پارکی نیست که من وتو باهم دراین پارک  قدم بزنیم و حال می بینم این نتیجه خنجرهای است که بر خود زدم ودر د این خنجرهای گناه حس لطف حضرت دوست را از ما گرفته خدایا این بار گناه دارد بیشتر می شود وجز تو هیج کس نمی تواند ما را نجات دهد خدایا مارا ازین همه تنهای سنگین نجات بده و در آغوش خود آنجنان فشار بده آه مستانه سر دهیم ولذت عشق تو در درونمان آتشی همیشگی ایجاد کند که در کوره راهای دنیا مایه ی نجاتمان شود


+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 5 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 
گفتار آینده.......

+ نوشته شده در  86/07/27ساعت 3 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

آسیاب در کنار رودخانه دل با فشار قطرات اشک می چرخد ودر دل وقتی هوای تو می کند رودخانه ای می سازد که آسیابی به قدر همان دل می خواهد وقتی آسیاب سرعت عجیبی گرفت وچرخش عظیمی می بینی که سنگ اسیاب با شدت گناه تو را خورد می کند وآنها را به باد هوا می فرستند چه دوست داشتنی است آب و هوای تو ای محبوب من دیگر در این بار  گناه طاقت دوری درد آور تو را ندارم و نمی دانم چگونه آسیاب درونم را بچرخانم که امواج گناهانم فرو کش کند ای که هر روز در گل گل دان خانه همان ظاهر می شوی مرا .....


+ نوشته شده در  86/07/25ساعت 4 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

امید داریم بهد از این ماه مبارک دیگر زمستان تاریک گناه نبینیم واز نقطه حقیقت وراستین می خواهیم ما رادر این تار وپود وصله شده عشق یاری کند واز این همه ظامی که به این امانت بزرگ و آینه ی تابان کردیم ما را ببخش ودر آن لحظه های پر اندوه ودرد ما را یاری کن ای بزرگ مهر از تو می خواهیم دل را دیوانه وار بسوزانی واز درون خاکستر های سوخته دلم دوباره رشد دهی آرامشی که مخصوص آنهای که در همه حال و همه جا تو را می بینند ای صبور ترین صابران در دل صبری فرود آور که دوری تو را تحمل کنیم و وقتی مشغول ابزار نا ملایم دنیا می شویم تو را از یاد نبریم


+ نوشته شده در  86/07/25ساعت 4 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  | 

 

نهج البلاغه حکمت 150

پند های جاودانه

شخصی به محضر امام امير المو منين (ع) رسيد و تقا ضای پند و اندرز نمود

امام (ع) در پاسخ در س های بسياری به او آموخت که سيد رضی در پايان نقل اين کلام امام (ع) نوشته اند:

((اگر در سراسر اين کتاب (نهج البلا غه ) چيزی جز همين سخن نبود همان ما را برای اندرز دادن کافی بود که پندی سود مند حکمی رسا بينشی برای آگاهان ئ عبرتی برای ژرف نگران و خرد ورزان است ))

 

 

 

 

از کسانی  مباش که بدون عمل صالح به آخرت اميدوار  است وتوبه را با آرزوهای دراز به تا خير می اندازد در در دنيا چونان زاهدان سخن می گويد اما در رفتار همانند دنيا پرستان است اگر نعمتها به اوبرسد سير نمی شود ودر محروميت قناعت ندارد ازآنچه  به او رسيده  شگر گزار نيست و بر آنچه مانده زياد طلب است پرهيز می دهد اما خود پروا ندارد به فرمنبرداری امر می کند اما خود فرمان نمی برد نيکوکاران را دوست دارد اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن می دارد اما خود يک گناهکار است با گناهان فراوان مرگرا دوست نمی دارد امادر آن چه که مرگ را ناخشايند ساخت پافشاری دارد اگر بيمار شود پشيمان می شود و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانی  هست در سلامت مغرور و در گرفتاری نااميد است اگر مصيبتی به او رسد به زاری خدا را می خواند اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا  روی بر می گرداند نفس به نيروی گمان ناروا بر او چيرگی دارد و او با قدرت يقين بر نفی چيره نمی گردد برای ديگران که گناهی کمتر از او دارند نگران است وبيش از آن چه که عمل کرده اميدوار است اگر بي نياز گردد مست مغرور شود و اگر تهيدست گردد مايوس وسست شود چون کار کند در آن کوتاهی ورزد وچون  چيزی خواهد زياد روی نمايد چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را برگزينده توبه را به تاخير اندازد وچون رنجی به او رسد از را ه ملت اسلام دوری گزيند .  عبرت آموزی را  طرح می کند اما خود عبرت نمی گيرد در پند دادن مبالغه می کند اما خود پندپذير نمی باشد سخن بسيار می گويد اما کردار خوب او اندک است برای دنيای زود گذر تلاش ورقابت دارد اما برای آخرت جاويدان آسان می گذرد سود را زيان وزيان را سود می پندارد از مرگ هراسناک است اما فرصت را از دست می دهد گناه ديگري را بزرگ مي شمارد اما گناهان خودرا کوچک می پندارد طاعت ديگران  کوچک وطلعت خود را بزرگ می داند مردم را سرزنش می کند اما خود را نکوهش نکرده با خود رايکارانه برخود می کند خوشگذرانی با سرمايه داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد به نفع خود بر زيان ديگران حکم می کند اما هرگز به نفع ديگرا ن بر زيان خود حکم نخواهد کرد ديگران را هدايت اما خود را گمرا ه می کند ديگران از او اطاعت می کنند  او مخالفت می ورزد حق خود را به تمام می گيرد اما حق ديگران را به کمال نمی دهد از غير خدا می ترسند اما از پروردگار خود نمی ترسند

 

  

اما علی (ع) در اين سخن طولانی شنونده را از اين گونه زيستن که در شان يک انسان وارسته نيست بر حذر داشت و بدو فرمود اين گونه مباش :

1-اميدوار به آخرت بدون تلاش وکوشش

2- اميدوار به توبه با آرزوهای دور دراز

3- پارسا در گفتار ودنيازده در رفتار

4-حريص در دريافت هاو کاميابی ها

5- بي بهره از روح قناعت و خود کفايی در محروميت ها

6- در مانده از سپاسگذاری  نعمت ها

7- افزون خواه در بر خوردها

8- آلوده ی بازدارنده يا پرهيز دهنده ي پروا (خود الوده است ولی ديگران را از آلودگی باز می دارد

9-متمرد امر کنند به فرمانبرداری

10- دوستدار دروغين صالحان (چون کردار آنها را ندارد )

11- دشمن دروغين گنهکاران (چون يکی از آنان )

12- گريزان از مرگ به خاطر آلودگی و پافشاری در گنا هان

13- پشيمان در بيماری

14- اهل لهو ولعب در تندرستی

15-مغرور به هنگامی عافيت وسلامتی

16- نا اميد در گرفتاری ها

17- دعا کننده در دشواری ها

18- اعراض کننده در گشايش ها

19- شکست پذير در برابر گمانه زنی های نفس

20- بی بهره از يقين برای پيروزی بر نفس

21- اهميت دهنده به گناه اندک ديگران

22- بی توجه به گناهان بسيار خويش

23- اميدوار به خدا با گناهان فراوان

24- خود کامه در بی نيازی ها و توانگری ها

25- مايوس وسر خورده در تنگدستی ها

26- شست و بی انگيزه به هنگام کار   

27- اصرار کننده در خواسته ها

28 شتاب کننده در شهوت ها (پيش خريد گناهان )

29- تا خير کننده در توبه ها (نسيه پردازی در توبه ها )

30- رها کننده ی دين و آيين در رنج ها و گرفتاری ها

31- عبرت ناپذير  و ترغيب کننده به عبرت  پذيری

32- پند دهنده ی پند نا پذير 

33- گوينده ی بی عمل

34- تلاش گر برای دنيای فنا پذير

35 بی توجه به آخرت جاويدان

36- ضرر پندار انفاق و نيکی ها

37- غنيمت پندار اسراف

38- ترسان از مرگ

39- غافل از فرصت های زود گذر

40- بزرگ جلوه دهنده گناهان خرد ديگران

41- اندک شمرنده گناهان خرد ديگران

42- طعنه زننده به ديگران

43- فريبکار  نفس خويشتن

44- دوست دارنده ی خوشگذرانی با توانگران

45- بی رغبت به ياد خدا در کنار درويشان

46- حکم کننده ی به نفع خويش وبه زيان ديگران

47- هدايت گمراه

48 فرمانده ی فرمان ناپذير

49 خيانت گر در پرداخت حقوق

50 ترسان لز مردم و بی اعتنا به خداوند

اگر کسی بتواند از اين صفات و حالات نا پسند در زندگی دوری کند به والا ترين در جات انسانی خواهد رسيد

 

 

 

 


+ نوشته شده در  86/07/25ساعت 4 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  |