آخرین آلوده های ایم
از دستم نبود
این همه راز نهان
از من نبود
تا به کی در فهمیم
در عمل بی قرار
از عمل
در بینهایت فاصله
این عمل تا کی غریب است
بی عمل هیچاست
این همه فهمیدنی
تا ختم تا فهم را درمان کنم
با عمل در هم بریزم جان کنم
خوب بود
از حرف چیزی به بالا می کشید
خواب
درد ما را آرام در گوش باد می وزید
باد هم در خیال ما از غصه آب می شد
باد افروخت و گفت
این درد حاصل نادانی است
پس بجوی که حاصلش دردخدا شود
از دستم نبود
این همه راز نهان
از من نبود
تا به کی در فهمیم
در عمل بی قرار
از عمل
در بینهایت فاصله
این عمل تا کی غریب است
بی عمل هیچاست
این همه فهمیدنی
تا ختم تا فهم را درمان کنم
با عمل در هم بریزم جان کنم
خوب بود
از حرف چیزی به بالا می کشید
خواب
درد ما را آرام در گوش باد می وزید
باد هم در خیال ما از غصه آب می شد
باد افروخت و گفت
این درد حاصل نادانی است
پس بجوی که حاصلش دردخدا شود







