آب را در هر صورت
نگذارید که تنها باشد
بهره ی هر قطره ی باده
آجیل سر سفره ی عید نیست
او را بسپارید به یاد
آن همه بود و نبود
لطفا در بزنید
تا که
خاطره ی خوبیها یک باره بیدار شود
شاید بترسد
و دوباره تکرار شود
من همان چرم سیاه روی میزت هستم
دست آلوده ی خود..
به بسپارید به یاد
بازی گوشی قطره ای از باران بود
لحظه ای که تکرار نشد
راستش را گفتیم
گفته ها در هر صورت در غبار زندگی پر معنی ست
به چه کسی رو کنیم
دوستش می داریم
حرف مرا گوش کنید
همه ی دل
همه وجود
و همه لحظه های خود
به سپارید به یک رنگی یکتای ازلی







