سر در زیر آفتاب
چه طلای شده
بارش شبنمهای نور
آیاتو آنجا هستی
رنگ زیبای ساده گفتن
کاغذ کاه . گلی
همه چیز وابسته به اوست
آیا تو آنجا هستی
این قدر دست و پا نرنید
ما همه در خوابیم
او در سر سرای ماست
جعبه های خالی خود را دور نریزید
می خواهیم با آن تلوزیون بسازیم
که در جمجمه ی انسانها اثری بگذارد
گیسه ما خالی ست
بگذارید در آن تکه نانی به وفا
بازبازی وسر گرمی
امروز هم مثل روز قبل تکرار شد
تاکی این رسم کهنه
تاکی این قدر بی خونه
داره صدات می کنه
پا تو بردار روی پاهام
می خواهم قدمی بردارم
تاکه شاید در این مسابقه
در کنار سکو ها بایستیم
شاید خوشحال باشیم
همه چیز در آنجاست






