تبليغاتX
برای اطلاع پیدا کردن از به روز شدن عضو خبر نامه شوید





Powered by WebGozar

بدون خدا هرگز
( خدایا دلی به ما بده که تو را با تمام وجود بفهمیم)

 من تو را بیرون کردم

سالها گذشته است و این طلای زمان هیچ وقت متوقف نمی شود گفته بودی این کار را نکنم وکردم گفته بودی این را نخورم ولی خوردم گفته بودی به خودم احترام بگذارم ولی گوش ندادم بله ای دوست غریب من به تو گوش ندادم

وتو را آن گونه که هستی باور نکردم و می دانی من تو را از خوذم راندم ولی تو هر روز هر لحظه بامن بودی ومی دیدی چگونه مشتاق دیار غیر تو بودم باز به من امیدوارم که دوباره پیش تو آیم چون می دانی چه عاقبتی منتظر ماست عاقبتی که تو به هر بهانه می خواهی ما را ببخشی  نمی دانم مثل اینکه هنوز در خم  یک کوچه ایم درون خود گیر کرده ایم ای مهربان زه بنده ... مرا که ........


+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 9 قبل از ظهر  توسط باغبان درویش  |