تبليغاتX
برای اطلاع پیدا کردن از به روز شدن عضو خبر نامه شوید





Powered by WebGozar

بدون خدا هرگز
( خدایا دلی به ما بده که تو را با تمام وجود بفهمیم)

 

 آسمان بوی بهاری می دهد

 

کوچه هادارند صدایت می کنند

نغمه ها آهسته نگاهت می کنند

باد فریادی به بالا می برد

خنده ها گویای حوادث می شوند

ساز ها با رنگ ها در هم شدند

خوی باران را فراموش کردام

آه جانان را چه مدهوش کردام

بر سر میزات

              خود را فراموش کرد ام

خواستم باشم ولی دیدام که تنها مانده ام

لحظه ای  در خود شوم آهسته پروازی کنم

در زمان عاشقان آینه دار خود شوم

نازنین باران ببار

طوفانی از آنان ببار 


+ نوشته شده در  86/08/10ساعت 6 بعد از ظهر  توسط باغبان درویش  |