کی در آغوشت هستم کی در آیین هستم
بعضی وقتها به یک آرامشی می رسیم که فکر می کنیم تو رو فراموش کردیم بعضی وقتها خیلی می خندیم وخیلی گریه می کنیم باز تو رو فراموش می کنیم باز وقتی تنها می شویم هیچ کس اطراف ما نیست دوست داریم من وخودت با هم باشیم واین با هم بودن را را همیشه داشته باشیم ولی بندها نمی گذارند یاخودمون نمی گذاریم
من اشتباه کردم
کم کرد ام خود راه
آزاد و رها باشیم
در اوج خدا باشیم
در آخرین دیدار
آهسته به راه باشیم
گویا که من بودم
اما چه پیمودم
باخود چه ها گفتم
باخود چه ها کردم
کی در خبرم روزی
کی بی خبرم روزی
کی در آغوشت هستم
کی در آیین هستم







