تبليغاتX
برای اطلاع پیدا کردن از به روز شدن عضو خبر نامه شوید





Powered by WebGozar

بدون خدا هرگز
((اگر میخواهی ارزشت را نزد خدا بدانی نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چقدر است؟ ))

آهسته روی خط زندگی

پاورچین تماشا می کرد

لحظه ها هر چه جلوتر می رفت

حسرت بودن دیدن

خاک را نوازش می کرد

آیا حقیقت دارد

دوست داشتن

نفرت از لحظه ای که تو در آن نیستی

خوب می فهمم

چه کار، بی خودی کردم

تو را فراموش کردم

گریه کردم

درنبودت خود نبودم

نمی دانم لحظه ها مرا می بیند

یا که پرواز مرا می خواند

می شود بی خیال همه ی

حادثه ها

رنگها

مزه شیرین عسل

حتی آهنگ جوش و خروش دریا

داشتم فکر می کردم

گویا راهی پیداست

همه چیز درآنجا

رنگ زیبای تو رامی فهمد


+ نوشته شده در  Wed 12 Dec 2007ساعت   توسط باغبان درویش  |